تبلیغات
داستانک - کادوی تولد

امروز:

کادوی تولد

جعبه بزرگ را که به زیبایی کادو پیچ شده باز می کنم، توی‌اش یک جعبه ی کادو پیچ شده‌ی دیگر است، توی آن هم یکی دیگر، از این شوخی تکراری و لوث شده لجم می‌گیرد، می گذارمش کنار، خیره نگاهش میکنم، دوباره شروع می کنم به باز کردن جعبه ها، نمی تواند خالی باشد، بالاخره توی آخرین جعبه ها باید چیزی گذاشته باشد. ادامه میدهم، به آخرین جعبه که می رسم، قلبم تندتر می زند، توی جعبه ی آخر یک کاغذ است، کاغذ را با حرص بلند می‌کنم! زیر کاغذ یک گردنبند زیباست که براقی‌اش چشمم را خیره می‌کند.خدای من! با اینکه سلیقه‌اش در نحوه‌ی غافلگیر کردنم خیلی بد بود، اما در انتخاب نوع و شکل و شمایل هدیه‌اش بدجوری ذوق زده‌ام می‌کند. می‌روم جلوی آینه و امتحانش می‌کنم، قفلش سخت بسته می‌شود، کمی که با قفل گردنبند ور می‌روم، یاد کاغذ می‌افتم، کاغذ کاهی رنگ، رها شده روی تخت، برمی‌دارمش، نستعلیق و زیبا نوشته: " مَن كَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ وَمَن كَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیَا نُؤتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِن نَّصِیبٍ "كسى كه كشت آخرت بخواهد براى وى در كشته‌‏اش می‌افزاییم و كسى كه كشت این دنیا را بخواهد به او از آن مى‌دهیم ولی در آخرت او را نصیبى نیست.

*آیه 20 سوره‌ی شورا

 


نوشته شده در : دوشنبه 4 اردیبهشت 1391  توسط : مریم کمالی‌نژاد.    نظرات() .

پسردایی
جمعه 23 اسفند 1392 02:47 ب.ظ
مشکات
پنجشنبه 17 بهمن 1392 10:28 ق.ظ
سلام این داستانت رو فوق العاده تموم کردی! بهتر از این نتیجه گیری نمیشد کرد..
سعاد
چهارشنبه 8 خرداد 1392 09:16 ب.ظ
سلام دوست عزیز.خسته نباشی.داستانهاتو دوست داشتم و با اجازه ات یکیشو تو وبم کپی کردم اما با ذکر منبع
موفق باشی
زیبا
دوشنبه 27 آذر 1391 05:18 ب.ظ
خیلی جالب وزیبا بود
a.m
دوشنبه 24 مهر 1391 01:20 ب.ظ
زیبا بود
moin
جمعه 24 شهریور 1391 07:14 ب.ظ
salam dooste aziz
in veblage mane dar moorede moosighiye sonati va daf sohbat shode
lotfan link kon va khabar bede linket konam
عظیمی
دوشنبه 5 تیر 1391 01:16 ق.ظ
من امشب یه وبلاگ داستانک پیداکردم میخوام تا میتونم بخونم و نظر بدم
ببخشید جسارتم رو

من این داستان باورم نشد. بار شعاریش زیاد بود یه مقدار. این جور اشاره ها توی داستان ضمنیتر باشن بهتر نیست؟
فتاحی
پنجشنبه 18 خرداد 1391 06:27 ب.ظ
نمیدونم چرا زیاد نفهمیدمش
آزیتا
یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 09:09 ب.ظ
راستش وقتی آیه های خدا رو وسط می کشی مو بر تنم سیخ میشود . ممنون که یادآوری می کنی .
زهرا باقری
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 08:52 ب.ظ
سلام علیکم
امکانش هست برای همکاری باهاتون وارد مذاکره شد؟
باتشکر
پاسخ مریم کمالی‌نژاد : سلام زهرا عزیز. همکاری توی چی و در چه زمینه ای؟!!
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 02:24 ب.ظ
یا رفیق من لا رفیق له
سلام

قشنگ...

التماس دعای فرج
یا حق
knahal
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 01:10 ب.ظ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر